سلام
نمی خواستم دوباره وارد این فضا بشوم اما ..این روزها تشنه ی برآوردن فریادم
شاید گوشی برای شنیدن پیدا شود
فریادهایی خاموش.
گلایه
آه ای خدا،خدای دل خسته
با من بگو که این من تنها کیست؟
این من که مرده است و درون او
جز هق هق شبانه صدایی نیست
***
بی آرزو، در این شب بی پایان
مانده است با دو دیده ی غمبارش
جز اشک های یخ زده یاری نیست
تنها غم است تشنه ی دیدارش
***
در آن نگاه خسته ی او دیگر
جز انعکاس فاجعه چیزی نیست
آه ای خدا که قادر و دانایی
با من بگو که این من حیران کیست؟
***
آخر بگو چه شد که در او جان داد
یکباره شور و حال پریدن ها
با یک دل شکسته و نالان ماند
عمری اسیر در قفس دنیا
***
گویند دور از این قفس تاریک
در یک دیار گمشده دنیاییست
آه ای خدا،بگو که در آن دنیا
آیا برای خستگی ام جاییست؟
۸۶/۷/۱